|
|
|
|
|
دوستت دارم و پنهان کردن آسمان پشت میله های قفس آسان نیست. آن چه پنهان می ماند خون است خون است و عسل که به نیش زنبوری آشکار می شود.
دوستت دارم و نقشه ای از بهشت را می بینم دورادور با دو نهر عسل که کشان کشان خود را به خانه من می رسانند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت توسط پاییز
|
||
|
|
|
|
|
دیدار تو کشتزار نور است آهویی بی قرار که از لب تشنه اش آفتاب سحر فرو می ریزد دیدارت سکوت است آبشار پرندگانی که راه سپیده را می جویند لیوانی عسل در کف نا خدایی خسته که بوی نهنگ می دهد چایی دم کشیده درست لحظه ای که از تمام دغدغه ها فارغ می شوی دیدار تو کشتزار نور است با بزهایی از بلور که به سوی صخره چرا می کنند بی آنکه بدانند می شکنند و غبار بلور در روحم فرو می پاشند.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت توسط پاییز
|
||